بَلْ‌وا

وبلاگ شخصی حسام حسین‌زاده

بَلْ‌وا

وبلاگ شخصی حسام حسین‌زاده

در روزگاری که از یک سو، نوشتن در شبکه‌های اجتماعیِ مرسوم چیزی غیر از تقلیل نقد و اندیشه به‌نظر نمی‌رسد و از سوی دیگر، دوری از فضای فعالیت دانشجویی و محافل فکریِ دارای تریبون در بیرون از دانشگاه امکان ارائه و انتشار تحلیل‌های شخصی را برایم دشوارتر می‌کند، شاید «وبلاگ‌نویسی» فرم بهتری برای اندیشیدن و گفت‌وگو باشد!

حسام حسین‌زاده

 

بی مقدمه باید رفت سر اصل مطلب، «تالار گفتگو» نام همان تالار وزینی است که عملیات ساختش بر خلاف بسیاری دیگر از کارهای این دانشکده بسیار سریع و بدون مشکل پیگیری شد و خیلی زود به اتمام رسید. همان تالاری که به نظر می رسد پول خیلی خوبی برایش هزینه شده است، که البته «آن ها» می گویند منبع این پول ها به دانشجو ربطی ندارد! وقتی این تالار در آستانۀ افتتاح بود یک روز به دنبال یکی از «آن ها» وارد تالار شدم، اعتراف می کنم وقتی فضای درونی این تالار را دیدم برای لحظاتی مبهوت شدم و ناگاه متوجه شدم زیرپایم خیلی نرم است، نگاه که کردم گفتم نکند باید کفش هایم را در میاوردم، آخر حیف بود با آن کفش ها روی آن سطح اعیانی و اشرافی قدم می گذاشتم، اتفاقاً همان موقع از آن مسئول عزیز پرسیدم اشکالی ندارد با کفش وارد اینجا شده ام؟ او هم گفت میبینی که من با کفش آمده ام و حتما اشکالی ندارد، من هم سری تکان دادم، اما ته دلم به این فکر می کردم که آیا واقعا برای منِ دانشجویی که وقتی روی نیمکت های حیاط می نشینم هر لحظه باید انتظار داشته باشم از وسط نصف شود، اشکالی ندارد به همچین جایی قدم بگذارم؟! پس از آن روز دیگر به آن تالار قدم نگذاشتم، و به گمانم هرگز نخواهم که قدم بگذارم! اما این روزها پس از اعتراض دانشجویان ممتاز دانشکده به برگزاری برنامۀ تجلیل از آن ها در این تالار و تغییر مکان این برنامه، شاهد این هستیم که یک تشکل «علمی-دانشجویی» تصمیم دارد برنامه ای را در این تالار برگزار کند، و حالا زمان این است که این سوال جدی مطرح شود که به راستی نسبت «ما» و «تالار گفتگو» چیست؟! «ما» دانشجویانی که هر روز بدترین توهین های غیرمستقیم را در فضای این دانشکده تحمل می کنیم، و از سلف و بوفه گرفته تا کتابخانه و کلاس ها، از کمبود امکانات رنج می بریم، به راستی چه نسبتی با تالاری داریم که به دست «آن ها» و برای «آن ها» ساخته شده است، همان ها که این روزها ما را آماج بدترین خشونت های نمادین و اعمال قدرت ها قرار داده اند، همان که با هر انتقاد تهدیدمان می کنند و از ما می خواهند پا در کفش «آن ها» نکنیم و اتفاقاً شاهد مثال هایی هم می آورند تا به ما بفهمانند عاقبت این دغدغه مندی و انتقاد، نسبت به وضعیت علمی ای که هم «ما» و هم «آن ها» به راستی می دانیم به هیچ وجه قابل دفاع نیست، به نفع دانشجویان نخواهد بود! به راستی آیا با کشاندن نمادین دانشجویان به این تالار مشکل حل می شود؟ ابداً! مشکل فرا تر از این حرف هاست، مشکل «ما» با «آن ها» ریشه ای تر از این حرف هاست. ما هنوز در بوفه از کیفیت پایین غذا رنج می بریم، ما در کتابخانه از کمبود منابع رنج می بریم، در کلاس ها از کمبود امکانات و وضعیت نامناسب کلاس رنج می بریم، ما هنوز از سیستم گرماشی و سرمایشی فلج دانشکده رنج می بریم، ما از نیمکت های پوسیدۀ این دانشکده رنج می بریم، ما از اینترنت ذغالی این دانشکده رنج می بریم، ما در این دانشکده دائماً در حال رنج بردنیم. و اما «آن ها» در همان تالار با مهمان های خارجی شان گفتگو می کنند و احتمالا مهمانان هم از معماری زیبای تالار و نورپردازی مدرنش لذت می برند، ولی به گمانم اگر آن اجنبی ها هم متوجه بشوند که فقط چند متر آن طرف تر دانشجویان دارند از فقر امکانات رنج می برند، مدعی بشوند نسبتی با آن تالار ندارند. خلاصه این «ما»، دانشجویان دانشکدۀ علوم اجتماعی هستیم که با آن تالار و یا هر چیزی که به نوعی توهین به شعور و شخصیت «دانشجو» باشد هیچ نسبتی نداریم و به غایت با آن بیگانه ایم، اما اگر احیاناً دانشجویانی احساس یگانگی با آن تالار کذایی کردند، به نظر باید در «دانشجو» بودنشان، در این که با «ما» هستند یا «آن ها» تردید کنیم!

 


 

پی‌نوشت: این متن 26 بهمن 1393 در شمارۀ 6 گاهنامۀ سرۀ داخلی [دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران] متعلق به انجمن علمی دانشجویی جامعه‌شناسی دانشگاه تهران منتشر شده است.

حسام حسین‌زاده

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی